X
تبلیغات
(حلقه ی زندگی)
معرفی علم ژنتیک دوشنبه 16 شهریور1388 18:59

علم ژنتیک یکی از شاخه‌های علوم زیستی است. بوسیله قوانین و مفاهیم موجود در این علم می‌توانیم به تشابه یا عدم تشابه دو موجود نسبت به یکدیگر پی ببریم و بدانیم که چطور و چرا چنین تشابه و یا عدم تشابه در داخل یک جامعه گیاهی و یا جامعه جانوری ، بوجود آمده است. علم ژنتیک علم انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یک سلول به سلول دیگر ، از والد به نوزاد و بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیک با چگونگی این انتقالات که مبنای اختلالات و تشابهات موجود در ارگانیسم‌هاست، سروکار دارد. علم ژنتیک در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبت می‌کند.

تاریخچه ژنتیک

علم زیست شناسی ، هرچند به صورت توصیفی از قدیمی‌ترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته است. اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیده‌اند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی بوجود آورد. در قرن هجدهم ، عده‌ای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند. ولی به دو دلیل مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به نتیجه‌ای نرسیدند.

اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاهها و کشفیات او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل ، توسط درویس ، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.

در سال 1953 با کشف ساختمان جایگاه ژنها از سوی جیمز واتسون و فرانسیس کریک ، رشته‌ای جدید در علم زیست شناسی بوجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت . با حدود گذشت یک قرن از کشفیات مندل در خلال سالهای 1971 و 1973 در رشته زیست شناسی ملکولی و ژنتیک که اولی به بررسی ساختمان و مکانیسم عمل ژنها و دومی به بررسی بیماریهای ژنتیک و پیدا کردن درمانی برای آنها می‌پرداخت ، ادغام شدند و رشته‌ای به نام مهندسی ژنتیک را بوجود آوردند که طی اندک زمانی توانست رشته‌های مختلفی اعم از پزشکی ، صنعت و کشاورزی را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

تقسیم بندی علم ژنتیک

ژنتیک را می‌توان به سه گروه تقسیم بندی کرد.

نوشته شده توسط رضا غفاریان  | لینک ثابت |

نکاتی خواندنی از بدن و سلامتی سه شنبه 10 شهریور1388 17:38
 ۱-  بالا کشیدن آب نمک از راه بینی برای حفظ سلامتی مفید است و علائم آلرژی و حساسیت را ازبین می برد. شستشوی بینی ارزان ترین و ساده ترین روش برای تسکین و رهایی از آلرژی و حساسیت فصلی ، گرفتگی و  احتقان  و رهایی از خلط می باشد. 
2-     سگ ها می توانند سرطان و قند خون پایین را تشخیص دهند. محققان مرکز تحقیقاتی سان آنسلمو قبلا اعلام کرده بودند که با تعلیم سگ و دادن الگوی تنفسی به او می توان بیماران مبتلا به سرطان سینه وریه را تشخیص داد. استشمام کتون– ماده ای که در نتیجه فرآیندهای متابولیکی تولید می شود- موجود در ادرار و نفس افراد دیابتی توسط سگ نیز روشی جدید برای تشخیص بیماری آنها می باشد. همچنین سگ قادر است با استشمام رایحه های دیگر ، گلوکز پایین خون را نیز تشخیص دهد.

۳--     محققان دانشگاه هوستون اعلام کرده اند که احتمال ابتلا به حملات قلبی سه روز بعد از ابتلا به انفولانزا و یا عفونت دستگاه تنفسی افزایش می یابد. خطر مرگ ناشی از حملات قلبی در زمان شیوع آنفولانزا و عفونت های دستگاه ریوی سه برابر می شود. با توجه به این مسئله می توان گفت که دریافت واکسن سرماخوردگی تا حد قابل توجهی به پیشگیری از این نوع مرگ کمک می کند.
4-     افراد سیگاری چهار برابر بیشتر از سایرین به خاطر عدم احساس آرامش در خواب شبانه شکایت می کنند. این افراد اغلب در شب دچار نشانه های ترک اعتیاد می شوند . همچنین افراد سیگاری 5/1 برابر بیشتر از سایرین در معرض ناشنوایی هستند.
5-    مصرف میوه ها و سبزیجات تازه به بدن کمک می کند که آسپرین بسازد. دریافت اسید بنزوئیک –ماده طبیعی موجود در میوه ها و سبزیجات- باعث تولید اسید سالیسیلیک در بدن می شود که از ترکیبات کلیدی آسپرین می باشد و خاصیت ضد التهابی و تسکینی دارد.

منبع:www.liliana.blogsky.com

نوشته شده توسط رضا غفاریان  | لینک ثابت |

آشنایی با سلول های بنیادی چهارشنبه 21 مرداد1388 15:52
یکی از یافته های جدید علم پزشکی شناسایی و جدا کردن نوع جدیدی از سلول ها در داخل بدن پستانداران ، به نام سلول های بنیادی است که به دلیل داشتن پتانسیل های بالا در زمینه تقسیم شدن ، تمایز به سلول های تخصصی بدن و نیز توانایی ان ها در ترمیم بافتی بسیار مورد توجه دانشمندان قرار گرفته اند. به همین منظور بر آن شدیم تا در یک سری مقالات به معرفی این سلول ها و ارائه اخرین اخبار در مورد ان ها بپردازیم.  

-خصوصیات مشترک سلول های بنیادی:
سلول های بنیادی با دیگر انواع سلول ها در بدن متفاوت هستند.همه این ها صرف نظر از منبع آن ها دارای ۳ ویژگی مشترک هستند.
۱-قدرت تقسیم و نوسازی خود برای مدت طولانی
۲-عدم تخصصی بودن برای بافت خاصی
۳-قدرت تبدیل شدن به سلول های تخصصی
دانشمندان در حال تلاش برای رسیدن به ۲ پاسخ اساسی در زمینه قدرت بالای نوسازی در زمان طولانی در این سلول ها می باشند که عبارتند از :
۱-چرا سلول های بنیادی گرفته شده از یک جنین می توانند برای یک سال یا بیشتر در محیط آزمایشگاه به صورت غیر تمایز یافته تقسیم شوند اما سلول های بنیادی بزرگسالان این ویژگی را ندارد؟
۲-فاکتورهای طبیعی در بافت های زنده که به صورت طبیعی” تقسیم شدن” و “خود نوسازی” را در این سلول ها تنظیم می کنند کدامند؟
یافتن پاسخ های این سوالات ممکن است این امکان را به وجود بیاورد که بفهمیم چگونه سلول ها در جریان رشد جنین طبیعی
normal embryonic development) (
و یا در جریان یک تقسیم سلول غیر طبیعی که منجر به سرطان می شود تقسیم می شوند.این ها به دانشمندان این توانایی را می دهند که بتوانند در محیط آزمایشگاه سلول های بنیادی جنینی و بزرگسالی را به صورت موثرتری کشت بدهند.
Stem cells سلول های غیر تخصصی هستند و این به این معناست که این سلول ها هیچ یک از ساختارهای تخصصی یک بافت بخصوص را ندارند ، چیزی که اجازه انجام کارهای تخصصی را به آن ها می دهد.برای مثال یک stem cell نمی تواند با سلول های همسایه اش جهت پمپ کردن مایعات همکاری کند،چیزی که در سلول های قلبی اتفاق می افتد.همچنین یک stem cell ساختارهای مخصوص برای حمل اکسیژن را ندارد پدیده ای که به وسیله گویچه های قرمز خون انجام می گیرد. همچنین یک stem cell قادر به شلیک سیگنال های الکتروشیمیایی به سایر سلول ها نیست چیزی که در سلول های عصبی اتفاق می افتد.با این وجود یک سلول تخصص نیافته بنیادی فادر است به یک سلول تخصصی عضله قلب یا سلول خونی ((blood cell و یا سلول عصبی (nerve cell) تبدیل شود.
stem cell قادربه تقسیم شدن (dividing) ونوسازی خودشان برای مدت طولانی هستند.پدیده ای که در سلول های عضلانی، و خونی و یا عصبی به صورت طبیعی دیده نمی شود.در واقع سلول های عضلانی و خونی و یا عصبی به طور طبیعی قادر به تکثیر خودشان نیستند.اما سلول های بنیادی این عمل را بارها و بارها انجام می دهند.هنگامی که عمل تکثیر برای مدت طولانی اتفاق می افتد آن را proliferation می نامند.
یک جمعیت آغازگر سلول بنیادی
که شروع به
proliferation می کنند می تواند میلیون ها سلول را ایجاد کند ، حال اگر این سلول ها نیز به مانند سلول های مادری اولیه غیر تخصصی (unspecialized) باشند می گویند که این سلول ها قادر به long-term self renewal هستند.
یکی از نکات مورد توجه دانشمندان فاکتورها و عوامل و شرایطی است که منجر می شود سلول های بنیادی به صورت غیر تخصصی
unspecialized باقی بمانند.
کشت این سلول ها در محیط آزمایشگاهی بدون اینکه این ها به سلول های تخصصی تمایز پیدا کنند ، مدت ها زمان برد ودر طی آن مطالعات و اشتباهات زیادی اتفاق افتاد.
برای مثال حدود ۲۰ سال طول کشید تا اموختند که چگونه “سلول های بنیادی جنینی انسانی” را در ازمایشگاه کشت بدهند و این امر خود به دنبال توسعه و پیشرفت شرایط برای رشد “سلول های بنیادی موشی” اتفاق افتاد.
یکی دیگر از جنبه های مهم تحقیقات در این زمینه یافتن سیگنال های داده شده به این سلول ها در یک بافت بالغ بود که منجر به
proliferation این سلول ها و عدم تمایز آن ها می شد تا زمانی که برای ترمیم یک بافت بالغ به آن ها نیازی نباشد.
این نتایج در این نظر برای دانشمندان مهم بود که آن ها را قادر می ساخت تا این سلول ها را به میزان زیادی و به صورت
unspecialized به منظور تحقیقات بیشتر در محیط آزمایشگاه تکثیر کنند.
سلول های بنیادی قادر به تبدیل شدن به سلول های تخصصی هستند:
فرایندی را که در آن سلول های غیرتخصصی به سلول های تخصصی یک بافت خاص تبدیل می شوند را تمایز diffrentiation می نامند.
این پدیده تحت تاثیر
signals داخلی و خارجی قرار می گیرد که بخش مهمی از تحقیقات امروزه دانشمندان را به خود معطوف کرده است.
Internal signals آن دسته از علائمی هستند که توسط ژن ها کنترل می شود.در واقع به اطلاعاتی گفته می شود که خصوصیات و عملکردی و ساختاری یک سلول رابا کد کردن اطلاعات لازم در یک زنجیره DNA تعیین می کند.
اما منظور از
external signals علامت هایی است که منشا خارج سلولی دارند و شامل مواد شیمیایی ترشح شده، تماس فیزیکی با سلول های مجاور و مولکول های مخصوص در محیط میکروسکپی اطراف سلول می باشند.(microenviroment)
بنابراین سوالات زیادی در مورد تمایز سلول ها بنیادی باقی ماند: آیا سیگنال های داده شده برای تمایز سلول های بنیادی برای همه انواع این سلول ها یکسان و شبیه به هم هستند؟ و آیا می توان با تنظیم این
signals تمایز سلول را در یک مسیر معین به پیش راند؟
یافتن پاسخ این سوالات بسیار مهم است و می تواند دانشمندان را به سمت راهی هدایت کند تا بتوانند رشد و تمایز این سلول ها را در محیط آزمایشگاه کترل کنند.و به وسیله آن بتوانند راه های جدیدی برای استفاده از” سلول های در حال رشد” و یا بافت ها به منظور اهداف سلول درمانی (
cell-based therapy) دست یابند.
سلول های بنیادی بزرگسالی که در اندام های افراد بعد از تولد وجود دارند تمایل دارند که به سلول های متعلق به همان بافتی که در آن قرار دارند تبدیل شوند.به عبارتی سلول های خون ساز موجود در مغز قرمز استخوان که به نام سلول های بنیادی خونساز (
hematopoietic stem cells) مشهور هستند تمایل دارند تا به سلول های گلبول قرمز، گلبول سقید و پلاکت ها تبدیل شوند.در سال های اخیر تحقیقات زیادی در مورد امکان تبدیل سلول بنیادی مخصوص یک بافت یه سلول های تخصصی یک بافت کاملا متفاوت انجام شده است . این فرایند را در اصطلاح plasticity می نامند.برای مثال تبدیل سلول های بنیادی مغز استخوان به نورون ها و یا تبدیل سلول های بنیادی کبدی به سلول های تولید کننده انسولین و یا تبدیل سلول های خون ساز به سلول های عضله قلبی.
بنابراین امکان استفاده از سلول های بنیادی بزرگسالی
adult stem cells به منظور سلول درمانی cell-based therapy یکی از مهم ترین مباحث تحقیقات جهان پزشکی را به خود اختصاص داده است. 

نوشته شده توسط رضا غفاریان  | لینک ثابت |

توليد مثل جانوران چهارشنبه 31 تیر1388 20:22

-     توليد مثل جنسي پديده اي است كه طي آن فرزندان از لقاح دو گامت نر و ماده و سپس تقسيم و رشد و نمو سلول حاصل به وجود مي آيند.

2-     اسپرم سلول جنسي نري است كه ريز و متحرك است و داراي تاژك است.

3-     تخمك سلول جنسي ماده است كه درشت و بي تحرك است و ذخاير غذايي فراواني دارد.

4-     انواع لقاح عبارتند از 1- لقاح خارجي  2- لقاح داخلي

5-     لقاح خارجي : در اين نوع لقاح سلول هاي جنسي در خارج از بدن جانور با هم ادغام مي شوند.

6-     اين لقاح در بسياري از بي مهرگان آبزي ، ماهي ها و دوزيستان وجود دارد.

7-     در اين نوع لقاح :

a.       تعداد سلول هاي جنسي كه آزاد مي شود بايد بسيار زياد باشد تا احتمال برخورد و لقاح زيادتر شود.

b.       آزاد سازي سلول هاي جنسي بايد همزمان صورت گيرد تا هم احتمال لقاح افزايش يابد هم سن تخمك كه خيلي مهم است زياد نشود . براي آزاد سازي همزمان معمولا طول سبانه روز مؤثر است.

c.        تخمك ها در اين جانوران ديواره ي چسبناك ژله اي و محكمي دراد تا هم اسپرم ها به آن بچسبند و هم تخمك و سپس جنين محافظت شوند.

8-     لقاح داخلي :

a.       در اين نوع لقاح گامت نر وارد دستگاه توليد مثلي جانور ماده شده و در آنجا با گامت ماده لقاح مي يابد.

b.       دراين جانوران ، تغذيه و حفاظت جنين بر عهده ي جنس ماده است.

c.        اين نوع لقاح در جانوران خشكي زي و برخي جانوران آبزي مثل سخت پوستان دريايي و يك نوع كوسه انجام مي شود.

d.       اين نوع لقاح نيازمند اندام هاي تخصص يافته است مثل آلت هاي تناسلي ، محل هايي جهت ذخيره و نگهداري اسپرم و مكاني مناسب و مساعد براي نگهداري جنين.

پس از لقاح ( تخم و جنين)

9-     تغذيه ي جنيني تا چند روز پس از تشكيل سلول تخم بر عهدهي اندوخته ي غذايي تخمك است.

10- اين اندوخته ي غذايي ، مخلوطي از چربي و پروتئين است و مقدار آن بسته به اندازه ي تخمك است.

11- اين اندوخته ي غذايي در پرندگان بسيار زياد و در پستانداران بسيار كم است.

12- خزندگان و پرندگان پس از لقاح تخم گذاري مي كنند.

13- تخم خزندگان پوسته ي حفاظتي ضخيمي دارد.

14- تخم پرندگان داراي پوسته ي آهكي ضخيم است و پرندگان پس از تخم گذاري بر روي تخم ها مي نشينند .

15- پلاتي پوس پستاندار تخم گذاري است كه مدت كوتاهي روي تخم ها مي نشيند و پس از تولد جنين از غده هاي شيري ابتدايي كه درسينه دارد به نوزاد خود شير مي دهد.

16- پستانداران كيسه دار مانند كانگورو و اپاسوم ، به خاطر داشتن رحم ناقص ، نوزاد را نارس به دنيا ميآورند ، سپس نوزاد درون كيسه ي روي شكم مادر قرار مي گيرد و از غدد شيري موجود درآن تغذيه ميكند تا كامل شود.

17- توليد مثل جنسي پستانداران جفت دار ، كامل ترين نوع توليد مثل جنسي است.

18- اين گروه رحم كاملي دارند و جنيني از طريق جفت در رحم تغذيه مي شود و نوزاد رسيده پس از تولد ازشير مادر تغذيه مي كند.

دستگاه توليد مثلي مرد

19- توليد مثل جنسي شامل توليد سلول تخم ديپلوئيد از لقاح دو سلول جنسي هاپلوئيد است.

20- وظايف دستگاه توليد مثلي مرد عبارتند از :

a.       توليد سلول هاي جنسي نر (اسپرم)

b.       ايجاد محيط مناسب براي نگهداري اسپرم ها

c.        انتقال اسپرم ها به خارج ازبدن

d.       توليد هورمون جنسي مردانه ( تستستورون)

21- توليد اسپرم و هورمون جنسي نر بر عهده ي بيضه ها است.

22- بيضه ها در دوره ي جنيني درون حفره ي شكمي تشكيل مي شوند و كمي قبل از تولد وارد كيسه ي بيضه مي شوند.

23- دماي داخل كيسه ي بيضه 3 درجه سانتي گراد پائينتر از دماي بدن است كه براي اسپرم سازي مناسب است.

24- بيضه ها از بلوغ تا پايان عمر ، اسپرم توليد مي كنند كه اين كار توسط لوله هاي اسپرم ساز دربيضه ها صورت مي گيرد.

25- دو هورمون LH , FSH كه از هيپوفيز پيشين ترشح ميشوند ، اعمال بيضه ها را تنظيم مي كنند.

26- هورمون LH  ترشح هورمون جنسي تستستورون را تحريك مي كند.

27- هورمون FSH  همراه با تستستورون ، توليد اسپرم را درلوله هاي اسپرم ساز تحريك مي كند.

28- تستستورون ، از سلول هايي كه بينابين لوله هاي اسپرم ساز قرار دارند توليد مي شود.

بلوغ و ذخيره اسپرم

29- اسپرم ها پس از توليد ، به لوله ي پر پيچ و خم اپيديديم وارد مي شوند و در آنجا توانايي حركت كردن را پيدا مي كنند.

30- اپيديديم دو نقش دارد : 1- بلوغ اسپرم ها 2- ذخيره و نگهداري اسپرم ها

31- اسپرم ها پس از خروج از اپيديديم وارد مجراي اسپرم بر شده و سپس وارد ميزراه شده و از بدن خارج مي شوند.

32- اسپرم بالغ داراي 3 قسمت است 1- سر 2- قطعه ي مياني 3- دم

33- درون سر يك هسته و مقدار كمي سيتوپلاسم قرار دارد . همچنين آنزيم هايي در سر اسپرم به نفوذ اسپرم به گامت ماده كمك مي كنند.

34- قسمت مياني داراي ميتوكندري هاي فراواني است كه انرژي لازم براي حركت اسپرم را فراهم مي كنند.

35- دم اسپرم تاژك نيرومندي است كه با حركت خود ( با صرف ATP ) اسپرم را به جلو مي راند.

36- ساختار كلي بيضه ها شامل 1- خود بيضه ها 2- مجاري اپيديديم 3- مجراي اسپرم بر است.

انتقال اسپرم

37-  سر راه خروج اسپرم 3 غده ي برون ريز وجود دارند كه عبارتند از 1- غدهي وزيكول سمينال 2- پروستات 3- پيازي – ميزراهي

38- ترشحات اين غدد باعث 1- تغذيه ي اسپرم ها مي شود 2- به حركت اسپرم ها كمك مي كند.

39- غده ي وزيكول سمينال بين مثانه و راست روده ، مايعي سرشار از مواد قندي توليد مي كند كه انرژي لازم براي اسپرم ها را فراهم مي كند.

40- غدهي پروستات در زير مثانه ، مايعي قليليي دارد كه باعث خنثي شدن مواد اسيدي موجود در مسير رسيدن اسپرم به گامت ماده ميشود.

41- غدد پيازي – ميزراهي نيز ترشحات قليليي دارند كه مقدير كم ادرار اسيدي ميزراه را خنثي مي كند.

42- در هنگام خروج اسپرم ، ماهيچه هاي صاف اطراف ميزراه  منقبض شده و اسپرم را به جلو مي رانند.

43- اگر تعداد اسپرم ها از بيست ميليون در هر ميلي ليتر كمتر باشد ، فرد مورد نظر عقيم خواهد بود.

دستگاه توليد مثلي زن

44- وظايف دستگاه توليد مثلي زن عبارتند از :

a.       توليد گامت ماده

b.       حفاظت و تغذيه ي جنين

45- توليد گامت :

46- دو تخمدان تخم مرغي شكل ، در حفره ي شكمي پس از بلوغ هر 28 روز يك گامت ماده توليد ميكنند.

47- تخمدان ها هنگام تولد مجموعا حدود 2 ميليون گامت نابالغ دارند كه در مرحله ي پروفاز ميوز 1 متوقف هستند. پس از بلوغ هر 28 روز يكي از آن ها تقسيم را كامل كرده و تبديل به گامت ماده مي شود.

48- در طول زندگي يك زن تنها 300 تا 400 گامت بالغ توليد ميشود.

49- گامت ماده ي بالغ ، اووم يا تخمك ناميده ميشود.

50- ساختار دستگاه توليد مثلي زن شامل سه بخش است :

a.       تخمدان ها

b.       لوله هاي فالوپ

c.        رحم

51- تخمك پس از آزاد شدن ، توسط ماهيچه هاي صاف ديواره ي لوله ي فالوپ به سمت رحم حركت داده مي شود.

52- عبور تخمك از لوله ي فالوپ معمولا 3 تا 4 روز طول مي كشد.

53- اگر تخمك پس از 24 تا 48 ساعت بعد از آزاد شدن لقاح نيابد ، توانايي لقاح خود را از دست مي دهد و از بين مي ورد.

54- رحم اندامي ماهيچه اي و توخالي و ( در حالت غير بارداري) به اندازه ي يك مشت بسته است .

55- تخمدان ها ، تخمك را طي يك سري وقايع كه در كل چرخه ي تخمدان ناميده مي شود ، آماده و رها مي كند.

56- رها شدن يك تخمك از تخمدان ، تخمك گذاري ناميده مي شود.

57- ميانگين مدت چرخه ي تخمدان 28 روز است.

58- مراحل چرخه ي تخمدان

a.       مرحله ي فوليكولي : ( فوليكول عبارت از تعدادي سلول سوماتيك ( پيكري) است كه يك گامت نابالغ را احاطه كرده و تغذيه مي كنند)

                                                               i.      هورمون FSH (هورمون محرك فوليكولي) و هورمون LH ( لوتئيني كننده) وارد جريان خون مي شوند.

                                                             ii.      FSH  و LH هر دو سبب توليد هورمون استروژن از يكي از فوليكول ها مي شوند.

                                                           iii.      فوليكول در حال رشد به تدريج استروژن بيشتري توليد مي كند كه باعث رشد بيشتر فوليكول مي شود.

                                                            iv.      افزايش استروژن باعث افزايش ترشح LH از هيپوفيز پيشين ميشود.

                                                              v.      حداكثر LH سبب تكميل اولين تقسيم ميوزي شده و در نهايت فوليكول و تخمدان پاره شده و تخمك آزاد مي شود.

b.       مرحله ي لوتئال :

                                                               i.      بعد از تخمك گذاري ، LH سبب رشد سلول هاي فوليكول پاره شده و تبديل آن به توده اي به نام جسم زرد مي شود.

                                                             ii.      جسم زرد توليد هورمون استروژن و هورمون ديگري به نام پروژسترون مي كند كه طي خود تنظيمي منفي ترشح LH و FSH را مهار مي كندتا چرخه ي بعدي تخمدان شروع شود.

                                                           iii.      اگر لقاح صورت گيرد ، جسم زرد تا چند هفته ي ديگر نيز پروژسترون توليد خواهد كرد در غير اينصورت جسم زرد از بين رفته و پروژسترون كاهش يافته و سرانجام توليد آن متوقف ميشود كه به معني پايان چرخه ي جنسي است.

59- دارو هايي كه مقادير زيادي از هورمون استروژن و شبه پروژسترون دارند ، چرخه ي جنسي را به هم زده و جلو تخمك گذاري را مي گيرند.

چرخه ي قاعدگي :

60- تغييرات مداومي كه در هر 28 روز ، رحم را براي يك حاملگي احتمالي آماده مي كند ، چرخه ي قاعدگي ناميده مي شود.

a.       در دوره ي فوليكولي افزايش ترشح استروژن باعث ضخيم شده ديواره ي رحم و پر خون شدن آن مي شود.

b.       بعد از تخمك گذاري ( در دوره ي لوتئال) مقادير بالاي استروژن و پروژسترون سبب ضخيم شدن بيشتر و خفظ ديواره ي رحم مي شود.

c.        اگر حاملگي رخ ندهد ، مقادير استروژن و پروژسترون كاهش يافته و سبب تخريب و ريزش ديواره ي رحم ميشود.

61- انتهاي چرخه ي قاعدگي با انتهاي مرحله ي لوتئال همزمان است.

62- تخريب و ريزش ديواره ي رحم كه به همراه دفع خون از بدن است ، قاعدگي ناميده مي شود.

63- در انتهاي چرخه ي جنسي و قاعدگي هيچ يك ازهورمون هاي استروژن و پروژسترون توليد نمي شوند و در نتيجه غده ي هيپوفيز مجددا شروع به توليد FSH و LH مي كند.

 

 

نمو

64- براي لقاح يك تخمك ، سلول اسپرم بايد به سمت يكي از لوله هاي فالوپ حركت كند و نخست با آزاد كردن آنزيم هاي نوك خود ، به درون تخمك نفوذ كند.

65- سلول تخم در حين حركت در لوله ي فالوپ تقسيم هايي انجام مي دهد و هنگامي كه اين توده ي سلولي به لوله ي فالوپ مي رسد ، به شكل يك توپ توخالي درآمده است كه بلاستوسيست ناميده ميشود.

66- حدود 6 روز بعد از لقاح ، بلاستوسيست به جداره ي رحم متصل مي شود كه به اين عمل جايگزيني  مي گويند.

67- رحم در طول دوره ي نمو ، وظيفه ي حفاظت و تغذيه ي رويان و جنيني را بر عهده دارد.

68- نمو نوزاد انسان در داخل رحم 9 ماه طول مي كشد كه به اين دوران ، دوران بارداري يا حاملگي گفته مي شود.

69- نه ماه حاملگي را معمولا به سه دوره ي سه ماهه تقسيم مي كنند.

70- در هشت هفته ي اول حاملگي ، توده ي در حال رشد و نمو ، رويان ناميده مي شود.

سه ماهه ي اول:

71- مهمترين وقايع نمو ، در سه ماهه ي اول زندگي رخ مي دهند.

72- در هفته ي دوم بعد از لقاح ، پرده هايي كه حفاظت و تغذيه ي رويان را بر عهده دارند ، نمو مي كنند.

73- يكي از اين پرده ها آمنيون است كه دور رويان كشيده مي شود و از آن حفاظت مي كند.

74- پرده ي ديگر كوريون است كه با تعامل با رحم تشكيل جفت را مي دهند.

75- جفت ساختاري است كه از طريق آن مادر به رويان غذا مي رساند.

76- خون مادر با خون رويان مخلوط نمي شود ، بلكه مواد غذايي خون مادر ، از جفت انتشار پيدا مي كنند و از طريق رگ هاي خوني بند ناف به رويان مي رسند.

77- بند ناف داراي دو سرخرگ است كه خون تيره را به جفت مي آورند و داراي يك سياهرگ است كه خون روشن را به سمت بدن رويان مي برد.

78- مواد دفعي رويان نيز از جفت عبور كرده و به خون مادر مي رسند.

79- اكثر دارو ها و مواد آسيب رسان نيز از جفت عبور مي كنند ؛ بنابراين اگر مادر مواد زيان آور مصرف كند ، رويان نيز آسيب خواهد ديد. زنان باردار بايد از مصرف هر گونه دارو در طول دوره ي بارداري خود داري كنند ، مگر با تجويز پزشك.

نمو رويان

80- همچنان كه جفت تشكيل مي شود ، سلول هاي بلاستوسيست تشكيل سه لايه ي مقدماتي يعني آندودرم ، مزودرم و اكتودرم را مي دهند.

81- در انتهاي هفته ي سوم ، بعد از تشكيل لايه هاي مقدماتي ، رگ هاي خوني و رود ها نيز شروع به نمو ميكنند و طول رويان به 2 ميلي متر مي رسد.

82- در هفته ي چهارم بازو ها و پاها تشكيل مي شوند و طول رويان به 5 ميلي متر مي رسد.

83- در انتهاي هقتهي چهارم همه ي اندام اصلي شروع به تشكيل شدن مي كنند و ضربان قلب آغاز مي شود.

84- در طي ماه دوم ، مرحله ي نهايي نمو رويان ، بازو ها و پاها شكل مي گيرند ، اندام هاي اصلي مانند كبد و پانكراس مشخص مي شوند و در انتهاي ماه دوم ، رويان 22 ميلي متر طول و 1 گرم وزن دارد.

نمو جنين

85- از هفته ي هشتم حاملگي تا تولد نوزاد ، دوران جنيني ناميده مي شود.

86- در انتاي ماه سوم ، جنسيت جنين تعيين شده است .

87- در سه ماهه ي دوم و سوم بارداري جنين به سرعت رشد مي كند و اندام هاي او شروع به عمل مي كنند.

88- هنگام زايمان ديواره هاي رحم منقبض مي شوند و جنين را از رحم خارج مي كنند.

89- جفت و بند ناف بعد از تولد نوزاد دفع مي شوند.

90- بعد از تولد ، نمو هنوز كامل نيست و رشد و نمو جسمي و عصبي ادامه دارد.

تصوير برداري سونوگرافي

91- براي ايجاد تصوير سونوگرافي ، متخصص يك ميله ي مخصوص را در برابر پوست بيمار مي گيرد . اين ميله امواج صوتي كه فركانس بالا دارند ، صادر مي كند . اين امواج پس از برخورد به ساختارهاي بدن نوزاد بازتاب پيدا مي كنند ، اين ميله ي مخصوص پژواك ها را جدا مي كند و آنها را به يك تصوير ويديويي تبديل مي كند.

92- استفاده هاي سونوگرافي عبارتند از 1- تشخيص حاملگي در هفته ي چهارم پس از لقاح 2- تشخيص سن رويان يا جنين از روي اندازه و ابعاد بدني 3- تشخيص سلامتي جنين 4- تشخيص حركات قلب در هفته ي هفتم و پس از آن 5- تشخيص جنسيت جنين 6- تشخيص بسياري از ناهنجاري هاي جنين

93- فوايد سونوگرافي 1- بهترين فايده ، بي ضرر بودن آن است.

94- بيماري هاي مقاربتي به بيماري هايي گفته مي شود كه از راه تماس جنسي انتقال مي يابند.

 

نوشته شده توسط محمد حسین کودری  | لینک ثابت |

ساختارهاي داخلي دستگاه تناسلي زن (تخمدان ها، لوله هاي حمل تخمك، رحم و مهبل) در يك سوم پاييني شكم قرار دارند. تخمدان ها، حاوي فوليكول هايي هستند كه تخمك ها (سلول هايي كه با اسپرم مرد تركيب شده، نوزاد ايجاد مي كنند) را در خود نگه مي دارند. هر ماه يك تخمك بالغ شده، از تخمدان رها مي شود؛ شيپور (فيمبريا) تخمك را به داخل لوله حمل تخمك هدايت مي كند و از آنجا تخمك به طرف رحم رانده مي شود. مهبل كه مسيري با جدار عضلاني است، ارتباط رحم را با خارج بدن برقرار مي سازد. ساختارهاي خارجي كه مجموعاً فرج نام دارند، شامل كليتوريس حساس و چين هاي پوستي به نام لب هستند كه ورودي مهبل و پيشابراه را محافظت مي كنند. غدد بارتولن كه مايعي را براي ليز كردن در حين مقاربت جنسي ترشح مي كنند، درست در داخل ورودي مهبل قرار دارند. 
 
 
تغييرات حاصل از بلوغ در دختران
بلوغ دوره اي است كه در طي آن، مشخصات جنسي ايجاد و اعضاي تناسلي بالغ مي شوند. در دختران، بلوغ بين‌10 تا 14 ‌سالگي شروع مي شود و3 ‌تا 4 ‌سال طول مي كشد. غده هيپوفيز شروع به ترشح هورمون هايي مي كند كه تخمدان ها را براي توليد هورمون هاي جنسي زنانه يعني استروژن و پروژسترون، تحريك مي كنند. اين هورمون ها باعث ايجاد تغييرات فيزيكي از جمله بزرگي پستان ها و لگن ها و رشد موهاي عانه و زير بغل مي شوند و به دنبال آن، تخمك گذاري و قاعدگي را تحريك مي كنند.
 
 چرخه قاعدگي
در طول چرخه قاعدگي، بدن زن براي بارداري احتمالي آماده مي شود. اين چرخه به وسيله 4 هورمون تنظيم مي شود. هورمون تحريك كننده فوليكول و هورمون لوتئيني كه از غده هيپوفيز ترشح مي شوند، باعث بلوغ يك تخمك در يك فوليكول و آزاد شدن آن مي شود. تخمك و فوليكول آن، استروژن و پروژسترون ترشح مي كنند كه باعث ضخيم شدن مخاط رحم مي شوند. اگر يك تخمك بارور شود، خود را وارد سطوح داخلي رحم مي كند و اگر بارور نشود، در طول قاعدگي به همراه خون و سلول هاي حاصل از مخاط داخلي رحم، از بدن خارج مي شود. اين چرخه حدود 28 ‌روز طول مي كشد ولي مدت زمان آن ممكن است از ماهي تا ماه ديگر و از زني به زن ديگر فرق كند. يك چرخه قاعدگي كامل
اين تصوير تغييرات حاصل در آندومتر(مخاط رحم) و تخمـدان را در طي چرخـه قاعدگي نشـان مي دهد. تخمك مي تواند در زمان تخمك گذاري كه از فوليكول آزاد مي شود، به وسيله يك اسپرم بارور گردد.
 
 
نقس پستان ها
پستان ها در تحريك جنسي نقش دارند و نقش اصلي آنها توليد شير براي نوزادان است. در طول بلوغ، هورمون استروژن باعث رشد و تكامل پستان ها مي شود. در طول بارداري، تغييرات هورموني، پستان ها را باز هم بزرگتر مي كنند و در اواخر بارداري، توليد شير را درغده هايي به نام لوبول تحريك مي كنند. اين غده ها به مجاري وصل مي شوند كه به كانال هايي به نام آمپول ختم مي شوند. آمپول در سطح نوك پستان به بيرون باز مي شود. بقيه بافت پستان عمدتاً چربي است و مقدار كمي بافت همبند نيز دارد كه به نگهداري پستان كمك مي كند.
 
ساختار پستان
پستان ها عمدتاً از لوبول ها و مجاري شير به همراه چربي و بافت همبند تشكيل مي گردند. شير از نوك پستان خارج مي شود. ناحيه تيره اطراف نوك پستان آرئول نام دارد.
 
 
يائسگي
يائسگي زماني است كه چرخه قاعدگي متوقف مي شود اين امر معمولاً بين45 ‌تا55 ‌سالگي رخ مي دهد. تخمدان ها ديگر به هورمون تحريك كننده فوليكول پاسخ نمي دهند و هورمون هاي جنسي زنانه (استروژن و پروژسترون) كمتري توليد مي كنند. در نتيجه، تخمك گذاري و قاعدگي خاتمه مي يابد. به محض اين كه زنـي به مرحـله يائسگي برسد، ديـگر بارور محسوب نمي شود. درست در سال هاي قبل و بعد از يائسگي، تغييرات هورموني باعث ايجاد علايمي چون نوسان خلق، گر گرفتگي، خشكي مهبل و عرق كردن شبانه مي گردد. يائسگي ممكن است منجر به تغييرات فيزيكي طولاني مدت مثل پوكي استخوان شود.
 

استخوان دچار پوكي
هورمون جنسي استروژن براي تقويت استخوان ها لازم است. غلظت پايين استروژن پس از يائسگي مي تواند منجر به پوكي استخوان شود كه همان گونه كه در اين تصوير ميكروسكوپي نشان داده شده است، يك بيماري است كه در آن استخوان ها تراكم خود را از دست مي دهند و ممكن است نازك و شكننده شوند.

نوشته شده توسط محمد حسین کودری  | لینک ثابت |

آزمایشات روتین در حاملگی چهارشنبه 31 تیر1388 20:18

همانطور که قبلا اشاره کردم ویزیت ها در بارداری تا ۲۸ هفتگی هر ۴ هفته و از ۲۸تا۳۶ هفتگی هر ۲ هفته و از ۳۶ تا آخر حاملگی هر هفته می باشد.

در اولین ویزیت اقدامات زیر توسط پزشک یا ماما (midwife)انجام می شود:

  • معاینه فیزیکی کامل(قلب ریه تیرویید)
  • شرح حال از بیماریهای خانوادگی
  • تعیین زمان احتمالی زایمان
  • معاینه شکم و در بعضی مواقع معاینه داخلی
  • درخواست یکسری از آزمایشات که توضیح خواهم داد

در بقیه ویزیت ها:

*.1اندازه گیری وزن مادر

*2.اندازه گیری فشار خون

*3.تست ادرار(برای مشخص کردن پروتیین و قند در ادرار)

  (برای چند ثانیه  نوار  زیر جریان ادرار نگه داشته می شودو بعد توسط پزشک یا نرس خوانده می شود)

در کانادا در هر ویزیت این تست انجام می شود ولی در ایران روتین نیست

*4.اندازه گیری ارتفاع رحم

*5.شنیدن صدای قلب جنین بوسیله دستگاه کوچکی بنام داپلر

در هفته های آخر:

 پزشک ممکن است برای تشخیص تغییرات دهانه رحم معاینه داخلی انجام دهد

 و همچنین بررسی پوزیشن جنین از روی معاینه شکم از معاینات هفته آخر است

  • در هر ویزیت شما می توانید از نگرانی ها و مشکلات خود با پزشک صحبت کنید

***آزمایشاتی که در جلسه اول درخواست می شود:

۱.هموگلوبین:این تست از جهت تعیین کم خونی بکار می رود

۲.تعیین گروه خونی وRH :

اگر مادرRH منفی و پدرRH مثبت باشد مادر نیاز به درمان دارد که جنین را از خطرات احتمالی خونی حفظ کند

مادر RHمنفی  باید در هفته ۲۸ و همچنین بعد از زایمان ایمونوگلوبینRH را دریافت کند

در هر بارداری این  ایمونوگلوبین  باید تکرار شود!!

۳.تعیین آنتی بادی سرخچه و آبله مرغان:اگر مادر در حین بارداری مبتلا به این دو بیماری شود جنین در معرض بیماریهای خطرناکی قرار می گیرد!

۴.ارزیابی از نظر بیماری سفلیس:اگر فرد مبتلا به این بیماری باشد درمان  بلافاصله شروع می شود

۵.هپاتیتB :

ویروس هپاتیتB قابل انتقال از مادر به جنین می باشد

۶.تستHIV:

شروع درمان زود هنگام ایدز شانس ابتلای جنین را کاهش می دهد

۷.پاپ اسمیر:

این تست هم برای تشخیص سلولهای غیر طبیعی رحم و وجود کانسر انجام می شود

۸.تست ادرار: از نظر عفونت ادراری و وجود قند و پروتئین در ادرار

۹.تست گنوره و کلامیدیا:

اگر مادر مبتلا به این عفونت ها  باشد احتمال عفونت چشمی کودک  از طریق کانال زایمانی افزایش می یابد.

         با پيشرفت حاملگي يكسري تستهاي ديگر نيز نياز مي باشد از جمله :


  •    1. اندازه گيري آلفا فيتو پروتئين و استريول و
    HCG

    اين تست در هفته هاي 16 تا 18 انجام مي شود افزايش در خون مادر نشان دهنده نقص لوله  عصبي و اينكه طناب نخاعي به طور نرمال بسته نشده مي باشد
    اندازه گيري استريول و
    HCG براي تشخيص سندرم داون وساير ابنورماليتي ها ي كروموزومي ماند تريزومي 13 و 18 بكار ميرود
    اين تست ها فقط در معرض خطر بودن جنين را نشان ميدهد و براي تشخيص قطعي نياز به آزمايشات  و سيعتر مي باشد
    ولي اگر اين تست نرمال بود آزمايشات بيشتري نياز نيست!!


**در كانادا اين تست با رضايت والدين انجام مي شود و همچنين توسط بيمه هم كاور مي شود


  • 2.اسكرين بيماري ديابت يا قند

در طي هفته هاي 24 تا 28 حاملگي يك تست تحمل گلوكز انجام مي شود در اين تست 50 گرم گلوكز بصورت شربت به مادر داده مي شود و بعد از آن گلوكز خون اندازه گرفته مي شود مقدار نرمال, ديابت حاملگي را رد مي كند


  • 3.چك مجدد هموگلوبين
    در هفته هاي 26 تا 28 معمولا بهمراه چك قند خون, هموگلوبين نيز جهت تشخيص كم خوني اندازه گرفته مي شود

  • 4.تست جهت تشخيص باكتري استرپتوكك گروه
    B
    يك سواپ از ترشحات واژن جهت تشخيص اين باكتري تهيه مي شود .اين تست در هفته هاي 32 تا 36 انجام می شود

  • 5.اولتراسوند يا سونوگرافي

 


  • در سونوگرافي از امواج صوتي با فركانس بالا براي ايجاد تصويري از جنين استفاده مي شود
    سونوگرافي يك تست غير تهاجمي و
    safe است
    در حين انجام تست ژل سردي روي شكم ماليده مي شود وبا وسيله بنام
    Transducer  جنين را بررسي مي كنند


***قبل از سونوگرافي حتما بايد مايعات زياد نوشيده باشيد


در كانادا هميشه از پدر مي خواهند كه به اتاق سونو بيايد و جنين را ببيند و همچنين عكسي از جنين هم به آنها داده مي شود!!  در ايران كه اصل گزارش سونو را به والدين مي دهند!?


سونوگرافي مي تواند موارد زير را مشخص كند


  • سن حاملگي
  •  
    سايز و اندازه جنين

  • رشد جنين

  • تعداد جنين

  • محل و وضعيت جفت

  • تعيين حجم مايع آمنيوتيك

  • اطمينان از نرمال بودن اعضا و دستگاههاي بدن جنين

  • پوزيشن جنين در زمان زايمان

  • تعيين جنسيت

 يكسري تستهاي غير روتين وجود دارد كه بسته به سن مادر, سابقه بيماريهاي قبلي ,شرح حال بيماريهاي ژنتيكي و مادرزادي و.. درخواست مي شود  از جمله اين آزمايشات :

     آمنيو سنتز:


آمنيوسنتز تستي است كه بوسيله سوزن بلندي مايع آمنيوتيك را از روي شكم مي كشند اين تست بين هفته هاي 16 تا 18 براي تشخيص بيماريهاي ژنتيكي و كروموزومي انجام مي شود. اين تست  تحت هدايت سونوگرافي انجام مي شود  بعد از گرفتن مايع, سلولهاي آن را كشت داده و بعد از 1 تا 2 هفته كروموزومهاي آنها مورد بررسي قرار مي گيرد.


**ريسك سقط در اين تست 1 در 200 نفر مي باشد


*بسياري از پزشكان براي خانمهاي بالاتر از 35 اين تست را بطور روتين درخواست مي كنند

Chorionic Villus Sample  یا CVS :


اين تست هم براي تشخيص مشكلات ژنتيكي بكار ميرود
CVSرا مي توان زودتراز آمنيوسنتز بين هفته هاي 9 تا 13 انجام داد
 روش انجام آن از طريق وارد كردن سوزن از روي شكم يا واژن مي باشد و هچنين ريسك سقط و عفونت هم  وجود دارد.

Non Stress testیاNST:


در اين تست مادر به يك سيستم مركزي جهت كنترل ضربان قلب جنين وصل مي شود اين تست زماني انجام مي شود كه مادر از كاهش حركات جنين نگران باشد و يا از زمان
Due DAte گذشته باشد.

Stress test یاOCT :


اگر جواب
NST مشكوك باشد اين تست استفاده مي شود
اين تست بسيار شبيه به
NStاست بجز اينكه به مادر مقدار كمي دارو داده مي شود تا انقباضاتي در رحم ايجاد شود هدف از اين تست اين است  كه دیده شود جنين چگونه به استرسهاي نرمال زايمان جواب مي دهد.

Bio Physiological profile:


اين تست هم براي اطمينان از سلامت جنين بكار مي ود و شامل انجام سونوگرافي از جنين جهت تعيين حركات جنين و تعين قدرت عضلات بهمراه اندازه گيري مايع آمنيوتيك  مي باشد.

Fetoscopy:


اين يك تست تهاجمي است که بعد از هفته
۱۸ وبراي خانمهايي كه احتمال اختلالات  جنيني وجود دارد  انجام ميشود
در اين تست بوسیله فوتوسکوپ  از سطح شکم وارد رحم شده و از جنين عكس گرفته مي شود.


نمونه از بند ناف جنين
pre cutaneous Umblical cord sampling:


در بيماريهايي كه قابل تشخيص با آمنيوسنتز نيستند از اين تست استفاده مي شود اين تست هم تحت هدايت سونوگرافي انجام مي شود.

 

 

نوشته شده توسط محمد حسین کودری  | لینک ثابت |

اثر تنش سرما بر نیشکر شنبه 8 فروردین1388 18:17

مقدمه:      

تنش یا استرس (stress)در تعریف عام عبارت اتست از هر نیرویی که به جسمی وارد شود که بر اثر این نیرو تغییراتی در ابعاد جسم بوجود آید که آن تغییرات را استرین(strain)گویند.

در گیاهان استرس برابر است با تحریکاتی که منجر به برهم خوردن تعادل زیستی گیاه شود.

حالت تنش در شرایطی پیش می آید که یک عامل محیطی خارج از حد نرمال بر گیاه اثر گذارد.سرمازدگی یکی از مهمترین استرسهای محیطی موثر در رشد گیاهان و تولید محصولات زراعی است.سرمازدگی و یخ زدگی توزیع جغرافیایی،رشد فصلی و کاهش معنی دار تولید را در بسیاری از گیاهان زراعی باعث می شوند.

 

تنش به دو دسته تقسیم می شوند:

1)زیستی Biotic stress

2)غیر زیستیAbiotic stress

از جمله تنش های غیرزیستی می توانبه تنش دما (temperature stress) اشاره نمود که این نوع تنش نیز

خود به 3 بخش تقسیم می شود.

1)تنش سرما  Chilling stress

2)تنش یخبندان Freezing

3)تنش حرارت بالا Heat stress

 

تنش سرما:

این تنش در دمای بالاتر از صفر اتفاق می افتد و در نتیجه بر حالت عادی گیاه اثری ندارد.

این درجه حرارت را بین c15-0  تقسیم بندی کرده اند که گیاهان براساس نوع گیاه از نظر حساسیت به تنش سرما در این محدوده قرار می گیرند.آثار اولیه تنش سرما عبارتند از :تغییر رنگ،کلروز،کاهش عمومی رشد،تخریب بافت های سلولی،عدم جوانه زنی،بذور،عدم انتقال مواد فتوسنتزی،عدم جذب عناصر غذایی ...

از نظر فیزیولوژیکی برخی از آثار این تنش الاستیک یا برگشت پذیر خواهند بود و با رفع دوره سرما بهبود خواهند یافت.مانند کاهش موقت فتوسنتز.توقف رشد سلولی،کاهش جذب آب و مواد معدنی.

برخی از آثار دیگر این تنش مانند فتوسنتز در اثر تخریب کلروپلاست ها غیر قابل برگشت یا پلاستیک می باشند.از نمونه های دیگر آثار غیرقابل برگشت تنش سرما می توان اثر بر تنفس ،پیری زودرس را نام برد.

تنش یخبندان:

 

تنش یخزدگی زمانی پیش می آید که درجه حرارت به پایین تر از نقطه انجماد آب(صفر درجه سانتی گراد)تنزل نماید.در اثر این تنش در داخل بافت ها یخ تشکیل می شود.مکانیزم این عمل به شرح زیر می باشد. یخ زدگی آب بین سلولی باعث منفی تر شدن پتانسیل آب بین سلولی نسبت به درون سلول می شود.با توجه به اینکه آب از محل دارای پتانسیل بیشتر به طرف محل دارای پتانسیل آب کمتر حرکت می کند،بنابراین آب درون سلول به فضای بین سلولی که دارای پتانسیل می باشد حرکت می کند.علت این امر برقرار تعادل پتانسیل آب بین سلولی و درون سلولی می باشد.در این حالت برگ ها و سایر اندام های گیاه حالت پلاسمولیز بخود می گیرند.تا این مرحله گیاه آسیب جدی نمی بیند.در واقع مرگ سلولی زمانی اتفاق می افتد که هوا گرمتر می شود.زیرا با ذوب شدن یخ سلول ها،با توجه به اینکه سلول ها جهت تنظیم فشار باید آب جذب کنند و این جذب باعث بالا رفتن فشار تورگر می شود،فشار زیاد به غشا های سیتوپلاسمی آسیب رسانده و آنرا از چند نقطه پاره می کند و لذا سلول بر اثر پارگی غشا از بین می رود.به همین دلیل گیاهان حساس به تنش سرما مانند ذرت،لوبیا و نیشکر به هنگام قرارگیری در معرض دماهای پایین به صورت شل و خیس در می آیندو غشا سلولی آنها بسیار آسیب می بیند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسین کودری  | لینک ثابت |

اثر شوري و اکسين بر جوانه زني سه رقم گندم (Triticum aestivum)

چکيده:

گندم 15تا 18 درصد مصرف مواد غذايي مردم جهان را تشکيل مي‌دهد و منبع غذاي اصلي مردم در بيشتر کشورهايي است که از خاک شور رنج مي‌برند. بنابراين شناسايي ارقام يا ژنوتيپ‌هايي که در اين مرحله از رشد به شوري تحمل نشان مي‌دهند حايز اهميت است. در گياهان آوندي، اکسين‌ها به طور عمده ايندول استيک اسيد (IAA) تقسيم سلولي، طويل شدن سلول و تمايز بافت گياهي را تنظيم مي‌کند. اکسين‌ها همچنين آوندسازي، نورگرايي، زمين گرايي، نمو گل‌‌، ميوه و غالبيت انتهايي را تحت تاثير قرار مي‌دهند. از آنجا که IAA در غلظت‌هاي پايين رشد و نمو را تحريک مي‌کند، غلظت‌هاي بالاتر آن مي‌تواند براي گياه سمي باشد. بنابرين تعيين دقيق غلظت IAA براي آماده سازي نمو گياه ضروري مي‌باشد. بدين منظور آزمايشی بصورت فاکتوريل در قالب يک طرح کامل تصادفي جهت تعيين اثر غلظتهاي 0، 1، 2 ميلي‌‌‌گرم بر ليتر از اکسين و محلولهايي با شوري 0، 6/0- ،2/1- مگا پاسگال بر جوانه زنی بذور گندم ارقام شيراز، مهدوي و پيشتاز در سه تکرار اجرا شد. در پايان کار صفات مربوط به جوانه‌زني، طول ريشه‌چه، طول ساقه‌چه، وزن تر‌گياهچه، وزن خشک ريشه‌چه، وزن خشک ساقه‌چه و تعداد گياهچه‌های غيرطبيعی اندازه‌گيري شد. بيشترين درصد جوانه‌زني در رقم پيشتاز و با سطح شوري 2/1- و هورمون صفر به دست آمد که با رقم مهدوي و پيشتاز در سطح شوري و هورمون صفر از نظر آماري يکسان بود. احتمالاٌ رقم پيشتاز نسبت به شوري در مرحله جوانه‌زني مقاوم است و بهتر است اين رقم در زمينهايي که شوري کم تا متوسط دارند کاشته شود. ارقام مهدوي و پيشتاز از نظر صفات مربوط به جوانه زني در رتبه اول و رقم شيراز در رتبه دوم قرار داشت.

 

مقدمه:

گندم 15تا 18 درصد مصرف مواد غذايي مردم جهان را تشکيل مي‌دهد و منبع غذاي اصلي مردم در بيشتر کشورهايي است که از خاک شور رنج مي‌برند (3). در ارتباط با تحمل شوري يا حساسيت به نمک سه دوره رشد شامل:1- مرحلة جوانه‌زني 2- دوره رشد رويشي 3- رشد زايشي قابل تشخيص است.  اغلب گياهان در مرحله جوانه‌زني مقاوم بوده ولي طي مراحل ظهور گياهچه و رشد رويشي حساس مي‌شوند. عکس اين قضيه هم امکان دارد و ممکن است گياه در مرحله جوانه‌زني حساس ولي بعداً مقاوم گردد. بنابراين شناسايي ارقام يا ژنوتيپهايي که در اين مرحله از رشد به شوري تحمل نشان مي‌دهند حايز اهميت است. آزمايش جوانه‌زني رقم اينيا_66 در محلول غذايي هوگلند با افزايش نمک NaCl تا رسيدن به پتانسيل اسمزي 6/1- مگاپاسکال مورد مطالعه قرار گرفته است و همبستگي غير خطي ميان پتانسيل اسمزي، درصد جوانه‌زني و تعداد روزهاي لازم براي ظهور اولين جوانه بدست آمده است (1). در تحقيق ديگري اثر افزايش پتانسيل اسمزي ناشي از شوري NaCl بر جوانه‌زني، عملکرد ماده خشک و جذب آب گندم رقم اينيا-66 بررسي شده است (10). در اين آزمايش با افزايش شوري تا پتانسيل 1/2- مگا پاسکال (228 ميلي مولار نمک کلريد سديم) تعداد بذور جوانه زده و ماده خشک کاهش يافته است. مقاومت به شوري يک ويژگي ثابتي در گياه نيست و شايد در مراحل مختلف رشد و حتي در بين گونه‌هاي مختلف گياهي نيز متفاوت باشد (2). گلزار و همکاران (2001) گزارش کردند درصد جوانه‌زني با افزايش غلظت NaCl وKCl در دو واريته از گندم کاهش يافت. محققين در تحقيقات خود مشاهده کردند که، MPa 4/0 NaCl مانع جوانه زني بذور گندم واريته (Triticum durum) مي‌شود (7). همچنين تحقيقات نشان داد که غلظت بالاي NaCl تأثير ممانعت کننده بر رشد و طويل شدن ريشه دارد (9). در واريته‌هاي گندم، محتمل ترين توجيه براي کاهش درصد جوانه‌زني سميت ناشي از ورودNaCl  به داخل بذرها مي‌باشد (12). در گياهان آوندي، اکسين‌ها، به طور عمده ايندول استيک اسيد (IAA) تقسيم سلولي، طويل شدن سلول و تمايز بافت گياهي را تنظيم مي‌کند. اکسين‌ها همچنين آوندسازي، نورگرايي، زمين گرايي، نمو گل‌‌، ميوه و غالبيت انتهايي را تحت تأثير قرار مي‌دهند (6). از آنجا که IAA در غلظت‌هاي پايين رشد و نمو را تحريک مي‌کند، غلطت هاي بالاتر آن مي‌تواند براي گياه سمي باشد (4). بنابراين کنترل دقيق غلظت IAA براي آماده سازي نمو گياه ضروري مي‌باشد. اگرچه اکسين‌ها تنظيم کننده‌هاي لازم براي رشد و نمو گياه از بسياري از جنبه‌ها مي‌باشند درک ما از چگونگي کنترل سطوح اين هورمون ناکافي است (11).

مواد و روشها:

اين آزمايش بصورت فاکتوريل در قالب يک طرح کامل تصادفي اجرا شد. بذور ضدعفوني شدهٔ گندم ارقام شيراز، مهدوي، پيشتاز از موسسهٔ تحقيقات، اصلاح و تهيه نهال و بذر کرج تهيه‌گرديد. غلظتهاي 0، 1، 2 ميلي‌‌‌گرم بر ليتر از اکسين و محلولهايي با شوري 0، 6/0- و 2/1- مگاپاسگال آماده شدند. سپس از هر رقم 50 عدد بذر سالم در داخل پتريديشها‌ي استريل شده بر روي کاغذ صافي قرار داده شد و آنگاه تيمارهاي اکسين و شوري در سه تکرار اعمال گرديدند. پس از اتمام کار پتري‌ديشها در داخل ژرميناتور با دماي 1±25 درجه سانتی‌گراد به مدت دو هفته قرار گرفتند و در صورت کمبود آب به آنها محلول اضافه گرديد. در پايان کار صفات مربوط به جوانه‌زني، طول ريشه‌چه، طول ساقه‌چه، وزن تر‌گياهچه، وزن خشک ريشه‌چه، وزن خشک ساقه‌چه و تعداد جوانه‌هاي غير طبيعی اندازه‌گيري شد. داده‌هاي آزمايش توسط نرم افزار آماري SAS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و مقايسه ميانگين‌ها توسط آزمون دانکن در سطح 5٪ انجام شد.

نتايج و بحث:

نتايج نشان داد که اثر واريته، شوري و هورمون و اثرات متقابل آنها بر روي درصد جوانه‌زني، تعداد گياهچه‌هاي غير عادي، طول ريشه‌چه، ساقه‌چه، وزن ترگياهچه و وزن خشک ساقه‌چه در سطح 1% (بجز گياهچه‌هاي غير عادي در سطح 5% معني‌دار مي‌باشد) معني‌دار است. وزن خشک ريشه‌چه تنها تحت تأثير شوري قرار گرفت. اثر متقابل شوري × هورمون × واريته براي کل صفات جوانه‌زني بجز براي وزن خشک ريشه‌چه در سطح ا% معني‌دار بود. آب خالص، درصد جوانه‌زني، طول ريشه‌چه، طول ساقه‌چه، وزن تر گياهچه، وزن خشک ريشه‌چه، را نسبت به سطوح ديگر افزايش داد. اما، وزن خشک ساقه‌چه در شوري 06/0- مگا پاسکال بيشتر شد. تعداد گياهچه‌هاي غير نرمال نيز با افزايش شوري افزايش يافت. افزايش سطوح مختلف هورمون اکسين جوانه‌زني و طول ريشه‌چه را کاهش ولي طول و وزن خشک ساقه‌چه و وزن تر گياهچه را افزايش داد و بر وزن خشک ريشه‌چه تأثيري نداشت. به نظر مي‌رسد که هورمون اکسين مي‌تواند تعداد سلول‌هاي ساقه‌چه و ريشه‌چه را به ترتيب افزايش و کاهش دهد. همچنين افزايش هورمون در محيط جوانه‌زني بذور گندم باعث افزايش گياهان غيرطبيعی شده است که نشان از تغيير تعداد سلول‌ها در ريشه‌چه و ساقه‌چه توسط اکسين مي‌باشد. با افزايش پتانسيل اسمزي ناشي از شوري تا پتانسيل 1/2-، تعداد بذور جوانه زده و ماده خشک کاهش يافت ( 10 ). همچنين اين نتايج با نتايج گلزار و همکاران (2001) مطابقت دارد. آنها گزارش کردند درصد جوانه‌زني با افزايش غلظت NaCl و KCl در دو واريته از گندم کاهش يافت. همچنين با تحقيقات کاتمب و همکاران (1998) که غلظت بالاي NaCl را ممانعت کننده بر رشد و طويل شدن ريشه می‌دانند مطابقت دارد. بيشترين درصد جوانه‌زني در رقم پيشتاز و با سطح شوري 2/1- و هورمون صفر به دست آمد که با رقم مهدوي و پيشتاز در سطح شوري و هورمون صفر از نظر آماري يکسان است. احتمالاً رقم پيشتاز نسبت به شوري در مرحله جوانه‌زني مقاوم است و بهتر است اين رقم در زمينهايي که شوري کم تا متوسط دارند کاشته شود. ارقام مهدوي و پيشتاز از نظر صفات مربوط به جوانه‌زني در رتبه اول و رقم شيراز در رتبه دوم قرار داشت. اصولاً سطوح هورمون صفر و يک ميلي گرم بر ليتر و سطوح شوري صفر و 6/0- مگا پاسکال جهت تسهيل جوانه‌زني بهتر از غلظت‌هاي بالاتر بود.

منابع:

(1) Aceves, N.E., L.H.Stolzey and G.R. Mehuys. 1975. Combined effects of low oxygen and salinity on germinations of semi-dwarf Mexican wheat. Agronomy Journal. 67: 530-553.

(2) Almansouri, M., Kinet, J.M. and Lutts, S. 2001. Effect of salt and osmotic stresses on germination in durum wheat. Plant and Soil. 231: 243-254

(3)Ashraf, M. 1994. Breeding for salinity tolerance in plant. CRC Critical Review in Plant Sciences, 13: 17-42

(4)Bandurski, R.S., Cohen, J.D. Slovin, J.P. and Reinecke, D.M. 1995. Auxin biosynthesis and metabolism. In: P.J. Davies, ed, Plant Hormones. Kluwer Academic Publishers, Dordrecht, the Netherlands, pp 39-65.

(5)Bansal, R.P., Bhati, P.R. and Scm, D.N. 1980. Differential specificity in water inhibition of Indian arid zone. Biologia Plantarum, 22: 327-331.

(6)Davies, P.J. 1995. The plant hormones: their nature, occurrence, and functions, In: PJ. Davies, ed, Plant Hormones. Kluwer Academic Publishers, Dordrecht, the Netherlands, pp13-38.

(7)Dell, A and Spada, P. 1993. The effect of salinity stress upon protein synthesis of germination wheat embryos. Annals of Botany. 72: 97-101

(8)Gulzar, S. and Khan, M.A. 2001. Seed germination of a halophytic grass Aeluropus lagopoides. Annals of Botany. 87: 319-324.

(9)Katembe, W.J., Ungar, I.A. and Mitchell, J.P. 1998. Effect of salinity on germination and seedling growth of two Atriplex species. Annals of Botany. 82: 167-175.

(10)Pessarakli, M., T.C. Tucker and K. Nakabayashi. 1991. Growth parameters barely and wheat to salt stress. Journal Plant Nutrition. 14: 331-340.

(11)Rampey, R.A., LeClere, S., Ljung, K. And Bartel, B. 2004. A family of Auxin conjugate hydrolases that contributes to free IAA levels during Arabidopsis germination. Plant Physiology. 135: 978-988

(12)Tobe, K., Zhang, L.P., Qiu, G.Y.Y. and Omasa, K. 2001. Characteristics of seed germination in five non halophytic Chinese desert shrub species. Journal of Arid Environment. 47: 191- 201

 

Effect of Salinity  and Auxin on Seed germination of Three Wheat (Triticum aestivum) Varieties

S. Yousefzadeh., S.A.M. Modarres Sanavy., H.R. Balouchi

Tarbiat Modarres University, Agriculture Faculty, Agronomy Department, Tehran, Iran

Abstract

Wheat is supplied 15 to 18 percent of world’s people nutrient. Wheat is the main meal of people that suffer in countries with salinity soil. Therefore genotypes or variety identification that is adapted to salinity is very important. In vascular plants, auxins, primarily indole-3-acetic acid (IAA), regulate gene expression, cell division, and cell elongation and differentiation in plant tissue. Auxins also affect vascularization, phototropism, geotropism, fruit development, flower development, and apical dominance. While IAA in low concentrations stimulates growth and development, higher concentrations can be toxic to the plant. Therefore, tight control of IAA concentration is necessary for proper plant development. In order to study the effect of salinity (0, -0.6, -1.2 MPa) and auxin (0, 1, 2 mg/l) on germination of three wheat varieties (Shiraz, Mahdavi and Pishtaz) an experiment was conducted in factorial with completely randomized design with three replications. At end of the experiment, germination percent, root and shoot length, fresh seedling weight, shoot and root dry weight and abnormal seedlings were measured. The most germination percent was observed in pishtaz variety with -1.2 MPa salinity and without hormone. There was no difference between mahdavi and pishtaz with no salinity and hormone. It is probably that pishtaz variety is resistance at germination stage. It is better that pishtaz variety is cultivated in lands with low up to moderate salinity. Mahdavi and pishtaz were in first classify in aspect of germination traits and shiraz variety was in second classify.

نوشته شده توسط محمد حسین کودری  | لینک ثابت |

چند خلاصه مقاله شنبه 8 فروردین1388 18:13
اثر بقاياي مقادير مختلف كود نيتروژن و سيستمهاي مختلف كاشت بر روي عملكرد و كيفيت گندم در سال دوم زراعي
قنبري احمد,لي هاوارد,شهرياري عليرضا
مجله علمي کشاورزي اسفند 1384; 28(2):41-52.
اثر بقاياي مصرف مقادير مختلف كود نيتروژن و انواع سيستم هاي كاشت بر روي عملكرد گندم در جنوب انگلستان مورد بررسي قرار گرفت. آزمايش در مزرعه واي كالج دانشگاه لندن طي سال هاي 1998-1997 انجام شد. تيمارهاي آزمايش شامل مصرف سه مقدار نيتروژن در زراعت قبلي به عنوان فاكتور اصلي ( بدون نيتروژن 75, N0 = كيلوگرم نيتروژن در هكتار = N75 و 150 كيلوگرم نيتروژن = N150) و چهار سيستم كاشت به عنوان فاكتور فرعي (كشت خالص باقلا = B، كشت خالص گندم = W، كشت مخلوط باقلا- گندم تراكم زياد = BW و كشت مخلوط باقلا- گندم تراكم كم = bw) مي باشد. كشت در چهار تكرار انجام گرديد. ميزان نيترات خاك (NO3) بسته به ميزان مصرف نيتروژن در زراعت قبلي و نوع سيستم كاشت متفاوت بود. كشت خالص باقلا و كشت هاي مخلوط اثرات مفيدي را بر روي عملكرد دانه گندم در سال دوم داشتند. حداكثر عملكرد دانه گندم در پي كشت خالص باقلا حاصل شد و كشت هاي مخلوط باقلا- گندم در مقايسه با كشت خالص گندم باعث افزايش محصول گندم در سال دوم گرديد. بنابراين وارد كردن باقلا در تناوب زراعي بصورت كشت خالص و يا مخلوط باعث افزايش عملكرد غله اي كه در پي آن كشت مي گردد خواهد شد، و اين افزايش عمدتا به دليل دسترسي بيشتر به نيتروژن مي باشد.

الگوي توزيع مواد فتوسنتزي و پر شدن دانه در ارقام اصلاح شده گندم نان در شرايط تنش و عدم تنش خشكي

احمدي علي*,سعيدي محسن,جهان سوز محمدرضا

علوم کشاورزي ايران 1384; 36(6):1333-1343.

هدف از تحقيق حاضر بررسي الگوي توزيع مواد فتوسنتزي و پر شدن دانه در تعدادي از ارقام اصلاح شده گندم نان با سابقه اصلاحي متفاوت و رابطه احتمالي آنها با عملكرد و مقاومت به خشكي بود. تعداد شش رقم گندم متعلق به دو گروه اصلاح شده داخلي (سرداري، روشن، اميد) و اصلاح شده داخلي ‎خارجي (آزادي، فلات، قدس) در يك آزمايش مزرعه اي مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمايش به صورت طرح كرت‎هاي خرد شده در قالب بلوك‎هاي كامل تصادفي (رژيم رطوبتي به عنوان كرت اصلي، ارقام به عنوان كرت فرعي) با چهار تكرار اجرا شد. تنش خشكي از مرحله اواخر ساقه رفتن (مرحله 40 طبق شاخص زادوكس) شروع و تا مرحله رسيدگي ادامه داشت. در طول اين مدت، تيمار تنش سه مرتبه آبياري شد و پتانسيل آبي قبل از آبياري در هر سه مرحله به ترتيب: -2.51, -1.00 و -3.16 مگاپاسكال بود. اندازه گيري صفات در سه مرحله گرده افشاني، 20 روز اول پس از گرده افشاني و از 20 روز اول پس از گرده افشاني تا رسيدن دانه انجام شد. از مرحله گلدهي تا رسيدن سهم مواد فتوسنتزي تخصيص يافته به برگ روند رو به كاهش نشان داد. تنش خشكي اگر چه باعث كاهش وزن خشك برگ ها در 20 روز اول بعد از گلدهي شد ولي بر درصد تخصيص مواد به برگ بي تاثير بود. وزن خشك ساقه از گلدهي تا 20 روز اول بعد از آن افزايش و سپس كاهش يافت. تنش خشكي باعث كاهش وزن خشك ساقه و درصد تخصيص مواد فتوسنتزي به آن شد. سنبله ها كه در مرحله گلدهي حدود 20% وزن خشك كل را تشكيل داده بودند، در مرحله رسيدگي 60% وزن خشك كل را به خود اختصاص دادند و تا 20 روز اول بعد از گلدهي تحت تاثير خشكي قرار نگرفتند. ارقام اگرچه از نظر وزن خشك اندام ها و درصد اختصاص مواد خشك به آنها تفاوت هاي معني داري در هر سه مرحله نمونه برداري نشان دادند ولي رابطه مشخصي بين ميزان تخصيص مواد به اندام هاي خاص و عملكرد در شرايط شاهد يا تنش و يا مقاومت به خشكي ملاحظه نشد. روند پر شدن دانه در سه رقم از شش رقم مورد بررسي در هر دو محيط تنش و بدون تنش تعيين و سپس سرعت و شدت پر شدن دانه محاسبه شد. تنش خشكي سرعت پر شدن دانه را كاهش داد ولي بر مدت پر شدن آن بي تاثير بود. تجزيه روند رشد دانه ارقام فوق نشان داد كه وزن خشك اوليه قبل از شروع پرشدن و سرعت پر شدن در مرحله آخر رشد دانه دو عامل مهم در افزايش رشد نهايي دانه بودند. رقم قديمي تر اميد پايين ترين منحني رشد دانه و رقم اصلاح شده فلات بالاترين منحني رشد دانه را در هر دو محيط نشان دادند.


اثر تراكم و محدوديت منبع بر عملكرد، اجزاي عملكرد و انتقال مجدد ماده خشك و نيتروژن در ذرت

طهماسبي سروستاني زين العابدين,اميدي حشمت,چوكان رجب

نهال و بذر آذر 1380; 17(3):294-314.

 اين بررسي به صورت کرت هاي نواري خرد شده در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با 4 تکرار در سال 1377 در موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر (کرج) اجراء گرديد. کرت هاي عمودي شامل هيبريدهاي تجاري ديررس KSC704 و KSC711 و کرت هاي افقي شامل سطوح تراکم و سربرداري بود. سطوح تراکم شامل 65، 70، 75، 80، 85 و 90 هزار بوته در هکتار و سطوح سربرداري شامل عدم حذف برگ هاي بالاي بلال به همراه گل آذين نر (T1) و حذف برگ هاي بالاي بلال به همراه گل آذين نر و ساقه (T2) در نظر گرفته شدند. نتايج حاصل از آزمايش نشان داد که حذف مقاديري از سطح فتوسنتزي گياه ذرت تاثير منفي معني داري بر عملکرد دانه ندارد و برداشت مقدار قابل توجهي علوفه در دو هفته بعد از گرده افشاني هيبريدهاي ذرت بدون کاهش عملکرد دانه امکان پذير مي باشد. با اعمال تيمار سربرداري بيشترين عملکرد علوفه به ميزان 5.45 تن در هکتار در بالاترين تراکم حاصل شد. اعمال تيمار سربرداري نسبت به تيمار شاهد اثر معني داري روي عملکرد دانه ذرت نداشت اما سبب افزايش وزن هزار دانه به ميزان 7 درصد شد. ميزان انتقال مجدد ماده خشک اندام هاي هوايي گياه (برگ، ساقه و غلاف ها) در هيبريدهاي ذرت نقش مهمي در پر کردن دانه داشت و اين اندام ها در تراکم 80 هزار بوته در هکتار داراي بيشترين مقدار انتقال مجدد ماده خشک (58 درصد) بودند که با عملکرد دانه همبستگي مثبت و معني داري داشتند. سهم انتقال مجدد ماده خشک اندام هاي هوايي در پر کردن دانه در شرايط تنش (نظير سربرداريي، تراکم بالا و غيره) متفاوت بود و از اين نظر سهم ساقه در عملکرد دانه بيشتر بود.

نوشته شده توسط محمد حسین کودری  | لینک ثابت |

نوشته شده توسط محمد حسین کودری  | لینک ثابت |

انواع سنگ کلیه جمعه 7 فروردین1388 11:51







سنگ کلیه دراثرکریستال حاصل از نمک و مواد موجود درا د را ربه وجود می آید، که به تدریج اندازه ی آن بزرگ می شود. سنگ های کلیه علایم و جنبه های بالینی مشابهی دارند، ولی نوع بیماری ودرمان آنها متفاوت است. براساس مطالعات درازمدت، در بسیاری ازموارد احتمال عود مجدد وجود دارد، لذا سنگ دفع شده باید تجزیه شده و ارزیابی های لازم روی بیمار صورت گیرد.
افزایش فیبر غذایی، سبب کاهش عوامل خطر تشکیل سنگ به خصوص سنگ های کلسیمی می شود.



عوامل زمینه ساز بروز سنگ های کلیه:


1- کم تحرکی: کم تحرکی که مثلاً در هنگام بیماری یا ناتوانی رخ می دهد، می تواند سبب برداشت کلسیم بیشتری از استخوان شده ، لذا غلظت کلسیم در ادرار افزایش می یابد.
2- پرکاری تیروئید: پرکاری تیروئید اولیه، سبب افزایش دفع کلسیم می شود. حدود دوسوم افرادی که بیماری غد د درون ریز دارند، مبتلا به سنگ کلیه می شوند. در عین حال این اختلال تنها 5% موارد سنگ های کلسیمی را در بر می گیرد.
3- اسیدوز توبولی کلیه: در اثر نقص در تولید آمونیاک به وسیله ی کلیه، افزایش دفع کلسیم (توسط کلیه) ایجاد می شود.
4- مصرف زیاد نمک: براساس مطالعات، مصرف زیاد نمک سبب افزایش دفع کلسیم درادرار می شود.
5- افزایش کلسیم ادرار با علت ناشناخته : برخی افراد حتی با مصرف رژیم غذایی کم کلسیم، به دلایل ناشناخته روزانه تا 500 میلی گرم کلسیم دفع می کنند.
6- افزایش اگزالات ادرار: حدود نیمی از سنگ های کلسیمی به این ترکیب متصل می شوند. اگزالات به طور طبیعی تنها در چند ماده ی غذایی وجود دارد و دسترسی بدن به اگزالات به میزان جذب و دفع آن بستگی دارد، که در همه ی افراد این نسبت یکسان نیست. مطالعات انجام شده بر روی افراد سالم داوطلب، نشان داده است که در مورد تمام غذاها همچنان که اگزالات غذا افزایش می یابد، دفع اگزالات ادراری به همان نسبت بالا نمی رود. تنها هشت ماده ی غذایی سبب افزایش دفع ادراری اگزالات می شوند. این مواد غذایی شامل: اسفناج، ریواس ، چغندر، آجیل، شکلات ، چای، سبوس گندم و توت فرنگی هستند. به طور طبیعی مقدار اسید اگزالیک دفع شده در ادرار، نباید بیشتر از 40-10 میلی گرم در روز باشد تنها 10% این میزان از رژیم غذایی حاصل می شود، بقیه ی آن، حاصل سوخت و ساز داخلی است.
اختلالات گوارشی توام با سوء جذب، معمول ترین علت افزایش دفع ادراری اگزالات می باشند که در بیماری ها یی مانند کرون و سلیاک دیده می شود. زیرا چربی جذب نشده، کلسیم را در روده باند می کند و در نتیجه جذب اگزالات افزایش می یابد.
یک اختلال ژنتیکی نادر نیز باعث افزایش اگزالات در ادرار می شود که در نتیجه سنگ های اگزالات کلسیم عود کننده، ایجاد می شوند که نهایتاً نارسایی کلیه ایجاد می شود. این افراد معمولاً قبل از رسیدن به دهه ی سوم زندگی تلف می شوند.
7- پروتئین حیوانی: رژیم غذایی پر پروتئین همراه با افزایش دفع کلسیم، اگزالات و اورات است. در واقع مصرف زیاد پروتئین حیوانی با بار اسیدی آن (1 میلی اکی والان هیدرژن در هر گرم پروتئین ) سبب افزایش دفع کلسیم می شود. لذا برخی محققان، رژیم های غذایی گیاهی را به افراد مستعد ابتلا به سنگ های کلیه توصیه می کنند.
8- فیبر غذایی: افزایش فیبر غذایی، سبب کاهش عوامل خطر تشکیل سنگ به خصوص سنگ های کلسیمی می شود.

انواع سنگ های کلیه:


1- سنگ های اگزالات و فسفات کلسیم: حدود 80% سنگ های کلیه، از جنس اگزالات کلسیم هستند و بروز این نوع سنگ کلیه بیشتر در سنین میانسالی است. از جمله علل دیگر، پرکاری تیروئید، افزایش اسید اوریک ادرار، اسیدوز توبولی کلیه، افزایش اگزالات ادرار و افزایش کلسیم ادرار می باشد. درمان اولیه شامل برطرف کردن عامل اصلی است. برای مثال در درمان پرکاری تیروئید، غده ی تیروئید برداشته می شود. در اسیدوز توبولی کلیه، درمان بیکربناتی و پتاسیمی است.
2- سنگ های STRUVITE: این سنگ ها از نظر شیوع، بعد از سنگ های کلسیمی هستند که حاوی آمونیوم، فسفات و منیزیم می باشند. در واقع این سنگ ها حدود 15-5% موارد سنگ کلیه را تشکیل می دهند. این سنگ ها با عفونت های سیستم ادراری ارتباط دارند، به این علت به آنها سنگ های عفونی گفته می شود. عامل بیماری زایی که عفونت ایجاد می کند، PROTEUS MIRABILIS است. این عامل بیماری زا، یک باکتری حاوی اوره آز است که اوره را می شکند. این آنزیم، اوره را به آمونیاک تبدیل می کند. در نتیجه PH ادرار را قلیایی می نماید. در این محیط قلیایی، STRUVITE رسوب می کند و بزرگ می گردد. معمولاً این سنگ ها با جراحی برداشته می شوند.
3- سنگ های اسید اوریکی: این سنگ ها حدود 4% موارد سنگ کلیه را تشکیل می دهند. افزایش دفع اسید اوریک، در اثر اختلال در سوخت و ساز واسطه ای پورین ها رخ می دهد، که در بیماری نقرس دیده می شود. البته ممکن است در اثر بیماری های تحلیل برنده ی دیگر نیز، که سبب شکسته شدن سریع عضلات می شوند، هم به وجود آید.
4- سنگ های سیستئینی: این سنگ ها حدود 1% موارد سنگ کلیه را تشکیل می دهند. این بیماری ژنتیکی نسبتاً نادر، در اثر اختلال ژنتیکی در بازجذب کلیوی اسید آمینه ی سیستئین رخ می دهد. لذا این ترکیب در ادرار تجمع می یابد. به این وضعیت، سیستینئوری ( وجود سیستئین در ادرار) گفته می شود. علت این اختلال ژنتیکی است. لذا در سنین کودکی بروز می کند و معمولاً سابقه ی خانوادگی نیز دارد. این بیماری یکی از معمول ترین علت های سنگ کلیه در دوران کودکی و قبل از بلوغ است.
خرید کتاب از فروشگاه اینترنتی تبیان:
رژیم درمانی به وسیله تغذیه سالم - ناشر: طلایه راهنمای رژیم درمانی - ناشر: سالمی
نوشته شده توسط محمد حسین کودری  | لینک ثابت |

در بریتانیا، اولین نوزادی که قبل از قرار دادن جنین در رحم مادر، برای اطمینان از نداشتن ژن سرطان پستان مورد آزمایش قرار گرفته بود، متولد شده است.

پزشکان بیمارستان یونیورسیتی کالج لندن می گویند حال نوزاد و مادرش خوب است.

در جریان این آزمایش ها، جنین برای اطمینان از این که دارای ژن تغییر شکل داده BRCA1 نیست تحت نظر قرار گرفته بود . داشتن این ژن به این معنی است که 80 درصد خطر ابتلا به سرطان پستان برای شخص وجود دارد.

زنان سه نسل خانواده مادر نوزاد مورد بحث، در فاصله سنین 20 تا 30 سالگی به سرطان پستان مبتلا شده بودند.

پل سرهال، کارشناس باروری، که پدر و مادر این نوزاد را درمان کرده اطمینان می دهد که این نوزاد بعدا به نوع ژنتیک سرطان پستان یا سرطان تخمدان، مبتلا نخواهد شد و این خطر که پدر و مادر بیماری سرطان را به دخترشان انتقال دهند برطرف شده است.

چنانچه این زوج دارای پسری می شدند، این خطر وجود داشت که وی حامل این ژن بوده و آن را به دختر خود منتقل کند.

البته حامل ژن سرطان پستان بودن به این معنی نیست که شخص قطعا به این بیماری مبتلا خواهد شد و علاوه بر این شانس درمان این بیماری در مراحل اولیه، وجود دارد ولی زوج مورد بحث می خواستند ژن سرطان را از خانواده خود حذف کنند.

پل سرهال، می گوید هدف اصلی تنها این نیست که مطمئن شویم یک نوزاد دارای ژن سرطان پستان نیست بلکه هدف این است که به انتقال این ژن از یک نسل به نسل دیگر پایان دهیم.

ترتیب تشخیص وجود ژن مورد بحث در جنین این است که هنگامی که جنین تنها دارای 8 سلول است یعنی بیشتر از سه روز از عمر جنین نمی گذرد، و قبل از قرار دادن آن در رحم مادر، پزشکان یک سلول جنین را آزمایش می کنند.

سپس آنان هر نوع خصوصیاتی در ژن را که ممکن است در آینده اشکال تولید کند، حذف می کنند.

در حقیقت تشخیص ژنتیک، قبل از قرار دادن جنین در رحم مادر صورت می گیرد.

این روش برای اطمینان از این که نوزاد بیماری هایی مانند فیبروز کیستی را به ارث نخواهد برد در گذشته به کار برده شده بود.

ولی در سال 2006 اجازه داده شد که پزشکان برای تشخیص وجود ژن سرطان پستان در جنین نیز از این روش که به آزمایش جنین قبل از قرار دادن در رحم مادر مربوط می شود استفاده کنند.

پرفسور پیتر براود، مسئول مرکز تحقیقات ژنتیک جنین، در یکی از بیمارستان های لندن گفت تصمیم آزمایش ژن جنین قبل از قرار دادن در رحم مادر، پس از مشورت های زیاد با مشاوران ژن شناسی و کلینیک هایی که این خدمات را ارائه می دهند گرفته می شود و باید در نظر داشت که استفاده از این روش برای تمام کسانی که ژن سرطان سینه در خانواده شان وجود دارد و هنگامی که احتمال موفقیت لقاح مصنوعی کم است مناسب نیست.

نوشته شده توسط محمد حسین کودری  | لینک ثابت |